تبليغاتX
دانشجویان مهندسی سخت افزار
دانشجویان مهندسی سخت افزار
دانشگاه صنعتي بابل
  • FAT۳۲ یا همان ۳۲Bit File Allocation Table پس از فایل سیستم Fat۱۶ توسط Microsoft معرفی شد تا بر محدودیتهایی هممچون محدودیت اسامی حداکثر ۸ حرفی و همچنین فضای ماکسیموم ۲ گیگاباتی درایوها فائق آید .

  • FAT۳۲ یا همان ۳۲Bit File Allocation Table پس از فایل سیستم Fat۱۶ توسط Microsoft معرفی شد تا بر محدودیتهایی هممچون محدودیت اسامی حداکثر ۸ حرفی و همچنین فضای ماکسیموم ۲
    گیگاباتی درایوها فائق آید .
    Windows NT File System یا به اختصار NTFS فایل سیستمی است که از ویندوز ان تی بوجود آمد و معرفی گردید .
    انتخاب file system در ویندوز اغلب کار ساده ای نیست و به فاکتورهایی بستگی دارد و هرکدام مزایا و معایب خاص خودش را دارد.
    البته انتخاب بین "فایل سیستم" همیشه بین دو سیستم FAT۳۲ و NTFS نیست بلکه هنوز هم "فایل سیستم" Fat در مواردی بکار میرود .

  • ادامه مطلب هم هست.....


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 آبان1388 توسط علی مهدوی |
جمله دلنشین ، پندآموز ، عارفانه ، عاشقانه ، لطیف و خنده دار و . . .


شهرام    :      زندگی شهد گل است
                    زنبور زمان می خوردش
                    آنچه می ماند عسل خاطره هاست...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 آبان1388 توسط وحید |
آدمک آخر دنیاست بخنــــد

آدمک مرگ همین جاست بخنــد

دست خطــی که تو را عـاشق کرد

شوخی کاغــذی ماست بخنــد

آدمک خر نشــوی گریه کنی !

کل دنیا ســراب است بخنــد

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخنـد . . .
 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 آبان1388 توسط شهرام |
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به یك چالش ذهنی کشاند :

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد.
چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست ،
خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد
بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"
 
ادامه مطلب رو از دست ندین !!


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 آبان1388 توسط شهرام |
این هم یک شعر طنز دیگه که مصداقش در دنیای واقعیت زیاده

حالا این شعرو بخونین تا بفهمین قضیه چی بوده  که رضا اینو سروده

دوش آن دوست من "رضا سی دی"

آمد ، آورد یکی " دی وی دی"

فیلم هندی پر از آن کرده به زور

تا سحر گرم تماشا و سرور

صبح آنروز که میرفتم من

پی  متراژ  خیابان  وطن 

در یکی کوچه بدیدم مردی

کیف از دخترکی زد ، جلدی

یاد آن فیلم بیفتادم من

که چه میکرد "باچان" با دشمن 

خر و جوگیر و ز "فردین بازی"

سر راهش شده بودم قاضی

سر آن کیف گلاویز شدم

صحنه اکشن یک فیلم شدم

آخر از او دوتا چاقو خوردم

گرچه از دست و ز بازو خوردم

دزد بی معرفت آخر بگریخت

رشته الفت ما را بگسیخت

دخترک چون که بیامد طرفم

به خیالم که طرف شد تو کفم

چون دوان آمد و بر من برسید

سر فحش از لب و لوچش بکشید

به من او گفت نداری عرضه

مثل یک دختر بی جربزه

تن زخمی و دلی بشکسته

شدم از زندگی کردن خسته

در دوسالی که جومنگ میدیدم

دیگه جوگیر نشدم ، ترسیدم

با جومنگ بازی و فردین بودن

کس نگوید که تویی در دل من

من هم آموختم از این نامردم

فکر خود باش نه کیف مردم

بله دیگه "از ماست که بر ماست" یا به قول شاعر گفتنی " خودم کردم که لعنت بر خودم باد"

اگه همچین موقعیتی دوباره برام پیش بیاد با  آقا دزده شریک میشم و به شرط 50-50 میزارم فرار کنه یعنی با هم جیم می شیم

راستی شما اگه جای من بودین چککار میکردین؟

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 آبان1388 توسط مصطفی |
در روز اول سال تحصیلی، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبتهای اولیه، مطابق معمول به دانش‌آموزان گفت که همه آن‌ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقی بین آن‌ها قائل نیست. البته او دروغ می‌گفت و چنین چیزی امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکی در ردیف جلوی کلاس روی صندلی لم داده بود به نام تدی استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشی از او نداشت. تدی سال قبل نیز دانش‌آموز همین کلاس بود. همیشه لباس‌های کثیف به تن داشت، با بچه‌های دیگر نمی‌جوشید و به درسش هم نمی‌رسید. او واقعاً دانش‌آموز نامرتبی بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضی بود و سرانجام هم به او نمره قبولی نداد و او را رفوزه کرد .

امسال که دوباره تدی در کلاس پنجم حضور می‌یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلی سال‌های قبل او نگاهی بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی‌ببرد و بتواند کمکش کند .

معلّم کلاس اول تدی در پرونده‌اش نوشته بود: «تدی دانش‌آموز باهوش، شاد و با استعدادی است. تکالیفش را خیلی خوب انجام می‌دهد و رفتار خوبی دارد. رضایت کامل».

معلّم کلاس دوم او در پرونده‌اش نوشته بود: « تدی دانش‌آموز فوق‌العاده‌ای است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولی او به خاطر بیماری درمان‌ناپذیر مادرش که در خانه بستری است دچار مشکل روحی است .»

معلّم کلاس سوم او در پرونده‌اش نوشته بود: «مرگ مادر برای تدی بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را برای درس‌خواندن می‌کند ولی پدرش به درس و مشق او علاقه‌ای ندارد. اگر شرایط محیطی او در خانه تغییر نکند او به زودی با مشکل روبرو خواهد شد .»

معلّم کلاس چهارم تدی در پرونده‌اش نوشته بود: «تدی درس خواندن را رها کرده و علاقه‌ای به مدرسه نشان نمی‌دهد. دوستان زیادی ندارد و گاهی در کلاس خوابش می‌برد.»

خانم تامپسون با مطالعه پرونده‌های تدی به مشکل او پی برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فردای آن روز، روز معلّم بود و همه دانش‌آموزان هدایایی برای او آوردند. هدایای بچه‌ها همه در کاغذ کادوهای زیبا و نوارهای رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدی که داخل یک کاغذ معمولی و به شکل نامناسبی بسته‌بندی شده بود. خانم تامپسون هدیه‌ها را سرکلاس باز کرد. وقتی بسته تدی را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه‌های کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه‌ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایی دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقداری از آن عطر را نیز به خود زد. تدی آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتی بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد . سپس نزد او رفت و به او گفت: «خانم تامپسون، شما امروز بوی مادرم را می‌دادید.»


                                              بقیه در ادامه مطلب
                               


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 آبان1388 توسط حسین |

هشتمین روز از هشتمین ماه سال هشتاد و هشت...

ولادت سراسر نور امام رضا( ع ) مبارک


چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند


موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند


پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي


ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند


نام تو رخصت رويش است و طراوت


زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند


از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي


اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند


اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد


چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند


كاش من هم عبور تو را ديده بودم


كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند

( قیصر امین پور )

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 آبان1388 توسط سعید |
man nevisande asli in matn ro peyda nakardam ke bekham esmesho inja biaram

 برای آنانی که از دهه شصت چیزی نمی دانند یا آن را به یاد ندارند

مقدمه بی مقدمه نویسنده:

سلام دوستان
بی مقدمه بگویم ، .
قصد توهین به هیچ کس و عقیده ای را ندارم ، اما می دانم یادآوری آن روزگار برای کسانی توهین آمیز است ولی اصل قضیه این که اون جوونهایی که آمار اون زمان رو ندارن یه چیزایی دستشون بیاد .البته اینا از دید من هستش شاید یه نفر دیگه یه  عقاید دیگه داشته باشه اما به هر حال این جوری هم بوده .باحاله !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: حتما بخونیدش... تا تهش , رو لینک هاشم کلیک کنید تا مطلب رو بصورت درست و حسابی بخونید...

منبع: گروه اکتیو دانشجو- http://dahe60.blogfa.com




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 3 آبان1388 توسط الیاس |

مصطفی جان ،‌ تولدت مبارك

    ۲۶ مهر  ـ با ۲ روز تأخير

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 مهر1388 توسط شهرام |

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 مهر1388 توسط مليحه |

تو يه روز زيبای پاييزی

تو يه نقطه قشنگ ايران

دختري با قلبی پر از محبت و صفا

به اين دنيا پا گذاشت

و آن روز قشنگترين روز سال شد

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 26 مهر1388 توسط آزاده مفرد |

الياس جان تولدت ....

الیاس جان تولدت مبارک

شادی هات نمایی ، عمرت بیکران

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 مهر1388 توسط شهرام |

زیباترین سیاستمدار جهان معرفی شد.

"یولیا تیموشنکو" نخست وزیر اوکراین در میان 172 سیاستمدار جهان با بالاترین جذابیت ظاهری مکان نخست را به خود اختصاص داد. رده بندی توسط سازمان Hottest Heads of State انجام شده است.

ریا نووستی به نقل از روزنامه ایتالیایی "کاریر دلا سرا" نوشت: در این لیست 172 رییس جمهور ، نخست وزیر و پادشاه گنجانده شده است. مکان دوم این رده بندی به "ینس استولتنبرگ" نخست وزیر نروژ، سوم- "وانگچوک" پادشاه بوتان" اختصاص یافته است.

مکان های چهارم و پنجم هم به ترتیب به "کریستینا فرناندس دی کریشنر" نخست وزیر آرژانتین و"ژوزف کابیلا" رییس جمهور کنگو داده شده است.

"الکساندر لوکاشنکو" رییس جمهور بلاروس در مکان 12-م، "باراک اوباما" در مکان 15-م، و "ولادیمیر پوتین" نخست وزیر روسیه در مکان 18-م قرار دارند.

در میان اشخاص مشهور دیگر می توان به "نیکلا سارکوزی" رییس جمهور فرانسه اشاره کرد که در مکان 28 و "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور ایران نیز در این رده بندی در مکان 48-م قرار گرفته اند.

این در حالیست که "هوگو چاوز" رییس جمهور ونزوئلا در مکان 97-م، "آنگلا مرکل" صدراعظم آلمان در مکان 109-م و آخرین سیاستمدار این لیست نیز "کیم چن ایر" رهبر کره شمالی است.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 مهر1388 توسط وحید |

احمد 26 ساله و همسرش فاطمه 25 ساله، از زوج‌هاي معلولي هستند که مدت يک سال است با يکديگر ازدواج کرده و درخانه‌هاي مخصوص زوج‌ها در آسايشگاه کهريزک زندگي مي‌کنند. احمد دچار معلوليت از هر دو دست و فاطمه از هر دو پا است. اين زوج معلول، اما توانمند در زمينه کارهاي هنري فعاليت هايي دارند.

برا ديدن بقيه عكسا برين ادامه ...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 مهر1388 توسط وحید |
آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

بقیه ادامه مطلب...






ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 مهر1388 توسط مصطفی |

وسط سرود کشورش داره میخنده...!!!

بقیه ادامه مطلب...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 18 مهر1388 توسط حسین محمودی |

امروزه بسیاری از افراد در سیر تفکر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفکر منطقی و صحیح ، ناخواسته دچار خطای شناختی می شوند. عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه ای بسیار خطرناک و سهمگین می داند. شاید بسیاری از گرفتاری های مردم ما به دلیل آلوده بودن افکار ما به این نوع خطا ها باشد. به نظر می رسد افسردگی ، بی قراری ، رقابت های ناصحیح، خشونت، پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیر عادی ما بی ارتباط با خطاهای شناختی نباشند.آلبرت الیس روان شناس معروف این خطاها را شناسایی و در قالب ده خطای شناختی معرفی نموده است. انسانهایی که تفکر غیر منطقی دارند و یا خطاهای شناختی در افکارشان هویدا است، در بسیاری از موارد اطلاع چندانی از این خطاها ندارند. شاید عدم اطلاع، باعث آلودگی این افکار با خطاهای شناختی می شوند. در این نوشتار سعی بر آن است که خطاهای شناختی به صورت ساده و در قالب مثال های روشن و واضح بیان شوند. امید است بسیاری از نگرانی ها، حالات و افکار نامطلوب که در پشت این خطاهای شناختی وجود دارند، با اطلاع رسانی از بین بروند.


منبع خوبش کتابی هست به اسم " از حال بد به حال خوب " ترجمه نمی دونم،

یادم نیست . کتابخونه یونی هستش

ادامه مطلب >> یکم وقت گیره ولی درک یه نکته یعنی تغییر زندگی

البته تمرین و تلاش هم میخواد. نظر نظر نظر ، فکرتونو نظر بدین



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه 17 مهر1388 توسط شهرام |
                خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد ديد تشنه است آب را آفرید

              در تاريكي است نور را آفريد ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد! 
     

http://www.salijoon.info/mail/871114/8035420.jpg

از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟ میگه: آخه مخفف كلمات: بدبخت فلك زده است

بقیش ادامه مطلب

اگه میتونین کل رو طو نظرات ادامه بدین 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 مهر1388 توسط کمیل |
سينما دانشگاه
گروه رياضي: دليران تنگستان
دانشجوي رياضي: صخره نورد
گردش علمي: سفرهاي ماركوپلو
قبولي در كارشناسي ارشد: اين خانه دور است
پسران رياضي ورودي 80: وايكينگها
دختران رياضي ورودي 81: خواهران غريب
پسران رياضي ورودي 81: بچه‌هاي مدرسه همت
دختران رياضي ورودي 81: زنان كوچك
اعتراضهاي انجمنها: فرياد زير آب
ساختمان پيام نور (جديدالتاسيس): سياره گمشده
انصراف از تحصيل: فرار از آلكاتراز
علوم پايه: بر باد رفته
تعطيلات آخر ترم: فرار بسوي آزادي
اعضاي انجمنها: بينوايان
تخصيص بودجه براي انجمنها: دروغهاي واقعي
آزمايشگاه فيزيك: جعبه اسباب بازي
كيف استاد: محموله
دانشجوي اخراجي: نقره داغ
مسئول حراست: چشم شيشه‌اي
سئوالات امتحان: خوشه‌هاي خشم
درخواست واحد نشريه: ميخواهم زنده بمانم
دفتر انجمنهاي علمي: آژانس شيشه‌اي
پاس كردن دروس: مأموريت غيرممكن (2)
دانشجويان پيام نور: اجاره نشين‌ها
شب امتحان: زمان شوريدگي
آبدارخانه دانشگاه: منطقه ممنوعه
حراست: ارتش سري
فارغ‌التحصيل رياضي: ديوانه از قفس پريد
دبيران انجمنها: اين گروه خشن
گذران ترمها: عبور از ميدان مين
پشت كنكوري: بازمانده
دانشجوي انتقالي: مهاجران
انجمن ورزش: بسوي افتخار
استاد: در پناه تو
معدل الف: در قلب من
تقلب: بازي با مرگ
اميد به تقلب: تكيه بر باد
كلاس مباني رياضيات: اتاق وحشت
به سمت اتاق رياست: حمله به H3
كاريكاتوريست نشريه:‌ناجي علي
دانشجو: به من ميگن هيچكس

 

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 مهر1388 توسط مصطفی |
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 مهر1388 توسط مصطفی |
Blog Skin